عشق بذری است الهی  که از طرف خالق همراه روح در همه انسان‌ها به ودیعه گذاشته شده است این بذر  به صورت بالقوه در همه انسان‌ها وجود دارد . آن هایی که زمینه و بستر رشد این بذر مقدس را آماده کرده باشند، با خواست و اراده خداوند و طلب شخص بصورت بالفعل در می‌آید و به نهال تبدیل می گردد.

محل بذر عشق کجاست؟

بذر عشق در قلب انسان‌ها قرار دارد و تقریباً همه عرفا و قدیسین از وجود عشق در قلب خبر دادند پس اگر چنین است مرکز عرفان و احساس که در نیمکره راست مغز انسان ها قرار دارد چه نقشی در این رابطه دارد همانطور که مستحضرید مغز انسان از از دو نیمکره چپ و راست تشکیل شده است نیمکره راست و چپ هر کدام وظایفی را به عهده دارند که دانشمندان به وظایف آنها دقیقاً پی بردند هر نیمکره سمت مقابل بدن را کنترل می نماید. برای مثال اگر ضایعه در قسمت چپ مغز ایجاد شود سمت راست بدن دستخوش تغییر می شود و برعکس اگر ضایعه ای در قسمت راست مغز ایجاد شود سمت چپ بدن واکنش روی می دهد.

تصویر عشق

بذر عشق در قلب انسان‌ها قرار دارد و تقریباً همه عرفا و قدیسین از وجود عشق در قلب خبر دادند

  عشق از دید عقل

دو نیمکره از نظر بیولوژیکی به هم شبیهند و هماهنگ عمل می‌کنند اخیراً دانشمندان به این نتیجه رسیدند که اگر یکی از نیمکره ها از کار بیفتد و یا از بین بروند نیمکره دیگر وظایف آن را به عهده می‌گیرد این موضوع علاوه بر آنکه قدرت خداوند را در خلقت انسان نشان می‌دهد اثبات می کند که عضوی که وظایف آن از حیطه اراده انسانی خارج است بهترین شکل و به طور خودکار و وظیفه خود را انجام می‌دهد .مثل کار قلب ، ترشح شیره گوارش ،کار نیمکره های مغز …

در اغلب موارد نیمکره چپ مسئول اعمال تجربه و تحلیل عقلانی زبان ارتباط کلامی منطق نویسندگی و بخصوص فعالیت های شفاهی و ریاضی است  .نیم کره اطلاعات را به صورت منظم و مشخص جمع آوری می‌نماید و به این صورت آگاهی از زمان حاصل میشود .

نیمکره راست بیشتر مربوط به تصور تجسم شناخت رنگها موسیقی عرفان احساس مهر و عطوفت و وزن و آهنگ خیالات و آرزو ها و شناسایی چهره ها می باشد .

اگر جایگاه عشق در قلب است وظیفه نیمکره راست در انسانها چیست؟

 دانشمندان می‌گویند کسانی که احساسات و عواطف در آنها ملموس نیست به خاطر این است که کمتر از این بخش مغز خود استفاده کردند لذا کم احساس و بی عاطفه بودن دلیل فقدان نیمکره‌ی راست نیست بلکه نشانگر پویایی و تحرک کمتری نیمکره مغز است

در اکثر انسانها این نیمکره فعال می باشد و به خاطر همین است که انسان‌ها از احساسات و عواطف انسانی برخوردارند ولی بعد الهی مربوط به عشق در قلب همه انسانها وجود دارد ولی به صورت بالقوه و غیر فعال می باشد افرادی که عشق واقعی را تجربه می کنند و به اصطلاح دریچه قلب خود را بر روی این موهبت الهی می‌گشایند، این بذر به  نهال تبدیل می‌شود ،رشد می‌کند و شکوفا می‌شود و به ثمر می نشیند .

 شکوفا کردن عشق

شکوفا کردن عشق در انسان ها امری موروثی و ارثی نیست بلکه عواملی چند در شکوفایی آن موثر است این عوامل بستری برای رشد بذر عشق بالقوه در قلب مهیا می‌کند در صورتی که این بستر مساعد باشد همانطور که بذر یک گیاه در شوره زار از و زمین ناهموار و نامساعد خشک می‌شود و در عشق نیز در شرایط نامساعد رشدی نخواهد داشت و به همان حالت بعض باقی می‌ماند

: عوامل موثر در ایجاد بستری مساعد برای رشد بذر مقدس عشق

در گام نخست طالب عشق باید درصدد لطیف کردن قلب یا پاک کردن قلب برآید .عواملی که باعث لطیف شدن قلب می شوند عبارتند از:

1.انجام عبادات خالصانه بی ریا

انجام عبادت عاشقانه به درگاه خداوند ، این عبادت اگر خالصانه باشد در هر مذهبی کارساز و موثر است

2.تمرینات ذهنی و بدنی یوگا

تمرینات یوگا باعث اتحاد جسم و روح می شوند و از طرفی باعث تحریک و فعال شدن چاکرای قلب( آناماتا چاکرا) می گردند و بدین وسیله  قلب لطیف و نورانی می شود

3 .کنترل نفس

کمتر گناه کردن ، کنترل و اعمال افکار

آرجونا می گویند کالبد انسان همانند ارابه ای است که پنج اسب دارد که مسافرآن روح انسان است ارابه ران آن خرد و شوره او و آن 5 اسب را به پنج حس لامسه شنوایی بویایی چشایی و بینایی . افزار گردن اسب ها ذهن و افکار است  .اگر انسان فرمان مسافر را به یا همان روح را گوش کند و دست او را باز بگذار تا مسافر را هدایت کند و آن را به سوی نور هدایت می شود ولی اگر ارابه ران خرد و شعور افسار اسب ها یا همان ذهن را آزاد آزاد نگذارد در این صورت اسب ها یا همان حس او را به جلو می برند و حس ها به شعور غلبه می‌کند و روح شاهد سقوط و انحطاط شخصی می‌شود . بنابراین قدیسین و عرفا می گویند انسان باید به پرورش آگاهی و شعور خود بپردازد و افسار ذهنی و فکری را به دست او بسپارد تا فرد در مهار امیال مادی و نفسانی موفق گردد .

4 .کار بدون توقع

عامل دیگر برای مساعد کردن بستر رشد بذر عشق، کار بدون توقع و انتظار برای رضای خداوند می باشد

5 .اذکار قلبی

6.انجام کارهای خیر

. هر چه انسان ها در صدد انجام امور خیر برآیند انرژی بیشتری را به سمت خود می کشند و اغلب آنها پاک تر و لطیف تر می شود پس انجام امور خیر پیش از اینکه کمک به نیازمندان است کمک به رشد و شکوفایی خود کننده کار خیر است  . این موضوع برای کسانی که در صدد انجام کار خیر بدون منت هستند کاملا ملموس و قابل درک است

 7. پذیرش سرونشت

عامل دیگر برای مساعدت کردن بیشتر برای رشد بذر عشق این است که شخص سرنوشت خود را بپذیرد و آن را به ستیز و مقابله برنخیزد

انسان‌ها دو گونه سرنوشت  دارند :یکی  سرنوشت غیرقابل تغییر که توسط خداوند برای مخلوقات خود در نظر گرفته است .دیگری سرنوشتی است که با انجام اعمال نیک و اعمال بعد تغییر می‌کنند و به عبارتی تغییر آن به دست خود انسان است انسان باید در رابطه با سرنوشت که خداوند برایش رقم زده حالت تسلیم را داشته باشد آن را به مصلحت خود بداند ولو اینکه در کوتاه‌مدت و ظاهراً به نفع او نباشد

8.بالاخره عامل دیگر برای مساعدت کردن بستر برای ظهور عشق از پس امتحانات خداوند بر آمدن می‌باشد و هر شخص که خداوند نزدیکتر شود انتظار امتحانات سخت تری را باید داشت لازم به یادآوری است که هرچه آگاهی شخصی افزایش می‌یابد انتظار خداوند از طالب نیز افزایش می‌یابد بنابراین بعضی از کارها که برای مردم عادی گناه محسوب نمی شود می تواند برای فرد و خداجوی و مدعی نزدیک بودن به خدا گناه محسوب شود این امتحانات روی نقطه ضعف‌های شخص می باشد این نقاط ضعف روی مسائل مادی و معنوی هر دو و یا هر دو را شامل می‌شود مثل کسانی که به پول و حسادت و غیره وابستگی دارد

دکتر شیرین  نبوی نژاد       دکتر حمید رضا جعفری

دانستنی ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×